ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
820
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
توقف فرمود . ابراهيم خان كيوانلو خدمات شايان كرد و مجددا از احسان خلعت حكومت آن ولايت نام برآورد . يكصد نفر از تفنگچيان بلوك قهپايهء ارض اقدس ، مأمور به محافظت قلعهء رادكان آمدند و موكب اشرف در روز چهارم شهر مزبور از دور رادكان حركت كرده در روز جمعه ششم وارد منزل طاستپه دو فرسخى خبوشان شدند . نجف قلى خان شادلو به علت وعده [ اى ] كه با جناب قائممقام كرده بود ، در روز يكشنبه هشتم شهر مذكور در منزل طاستپه از شرف خاكبوسى دربار سركار وليعهدى بر مراتب اعتبار و قدر افزود . نوّاب و الا ، مقدم « 1 » او را بغايت محترم داشت و همه روزه همّت بر بروز مرحمتى تازه مىگماشت . حسين قلى خان ولد رضا قلى خان كه در شيروان بود ، شبها با جمعيتى از تركمانان و اكراد بىايمان به دور اردوى و الا آمده جسارتى مىنمود ، ولى از بخت بيدار شهريارى و سعى قراولان سركارى سودى نمىبخشود . در روز سهشنبه دهم شهر ربيع الاول ، آدمى از يارمحمد خان افغان كه با جمعيت افاغنه در غوريان توقف داشت ، وارد درگاه و الا گرديد و عرايض كامران ميرزا و يار محمد خان به نظر اشرف [ 456 ] رسيد . خلاصهء مضمون آنكه : هرگاه منظور و الا اتلاف رضا قلى خان است ، ما را از هواخواهى او چاره نيست و هرگاه مقصود اصلاح است ، ما را نيز در اين كار اقدامى وافى است . حضرت و الا ، آدم او را زياده از دو ساعت نگاه نداشت و جواب او را به اين طريق نگاشت كه : ما را با رضا قلى خان سر سازش است نه ميل كاوش ، اگر شما را نيز ميلى به اصلاح ذات البين است ، شتافتن به اين صوب فرض عين [ خواهد بود ] . بالجمله ، روز پنجشنبه دوازدهم [ ربيع الّاول ] موكب و الا از محل طاستپه حركت كرده قريب به قلعه خبوشان اقامت دست داد و دست روزگار ابواب بلايى عظيم بر چهرهء رضا قلى خان برگشاد . ملاحسين كوچك سبزوارى ساكن خبوشان به كرّات از جانب رضا قلى خان به اردوى و الا آمد و رفت مىنمود و جوابى بجز سپردن قلعه و آمدن مشار اليه نمىشنود . يار محمد خان افغان بعد از زيارت رقم اشرف و اطلاع از تسخير قلعهء
--> ( 1 ) . ملى : « مقام »